تبليغاتX
!!!من خرم!!!
هر چه می خواهد دل تنگم می گم!

 

کودک به من نگاه کرد

نگاهش کردم و لبخند زدم

کودک لبخند نزد

فقط به تصویر منعکس شده ی من در شیشه نگاه کرد

من هم به تصویر او در شیشه نگاه کردم

و لبخند زدم

کودک لبخند نزد

دوباره به من نگاه کرد

نگاهش کردم و لبخند زدم

لبخند نزد

دوباره به تصویر منعکس شده ی من در شیشه نگاه کرد

من هم به تصویر او در شیشه نگاه کردم

و لبخند زدم

کودک لبخند نزد

باز هم به من نگاه کرد

نگاهش کردم و لبخند زدم

باز هم لبخند نزد

باز هم به تصویر منعکس شده ی من در شیشه نگاه کرد

من هم به تصویر او در شیشه نگاه کردم

و لبخند زدم

و کودک باز هم لبخند نزد

بار دیگر به من نگاه کرد

و...

 

وقتی داشتم از قطار مترو پیاده می شدم

کودک گریه می کرد

چون تصویر من دیگر در شیشه نبود!

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 29 آذر1388ساعت 22:24 توسط ..:: یه خری ::..

 

من

من نبودم

من قبلا آدم دیگری بودم

آدمی که این شکلی نبود

آدمی با خصوصیات اخلاقی دیگر

آدمی با آینده ای متفاوت

من

من نبودم

من

تغییر کردم

من آدم بیخودی بودم!

الان نمی دانم چه هستم

بیخود یا باخود!

اما هرچه هستم

از منی که قبلا بودم بهتر هستم

من

خیلی تغییر کرده ام

هم از درون

هم از بیرون

نمی دانم اول از کدام!

اما فکر می کنم از درون

من

فقط می خواستم بهتر باشم

فقط می خواستم از هرکسی یک چیز خوب یاد بگیرم

کاملا اتفاقی

دوستی پیدا کردم

که زندگی ام را تغییر داد

خودش می دانست یا نه

خبر ندارم

اما کمک بزرگی به من کرد

به من هویت داد

چیزی را که نداشتم

داشتنش را به من یاد داد

و زندگی من تغییر کرد

من

گذشته را فراموش نکرده ام

زندگی و آینده ی قبلی ام را فراموش نکرده ام

و خوشحالم

که تغییر کردم

و ممنونم

که با من دوست شدی

تو دوست خوبم

که زندگی ام را تغییر دادی

که دید مرا نسبت به زندگی تغییر دادی

که به من شخصیت دادی

تو

کار خیلی بزرگی کردی

من به تو مدیونم

شقایق...!

 

(اینم باید بگم که من به همه ی دوستام که خودشون می دونن مدیون هستم ولی خب شقایقم اولین نفرشون بود و بیشترین تاثیر رو داشت...از حق نباید گذشت)

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 24 آذر1388ساعت 19:40 توسط ..:: یه خری ::..

چشم چشم دو ابرو

برام نزاشت آبرو

با اون چشمای پررو

منو می بره از رو!

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 22 آذر1388ساعت 16:3 توسط ..:: یه خری ::..

قوانین خر!!!

قانون اول:

هرگاه خری در یک کنج مثلث و منبع غذا در کنج دیگری باشد، خر مورد نظر همیشه مسیری را طی میکند که از یک ضلع مثلث می‌گذرد.

نتیجه گیری: در دبیرستان می‌گفتند که این یعنی خر هم می‌فهمه که اون راه نزدیکتره، اما در اصل اینه که: همیشه کوتاه‌ترین راه، بهترین راه نیست و فقط خر کوتاه‌ترین راه را انتخاب می کنه!

 

قانون دوم:

هرگاه خری در فاصله مساوی بین دو منبع غذایی قرار گرفته باشد. آنقدر بین انتخاب نزدیکترین منبع تردید می‌کند و به سمت هیچکدام نمی رود تا بالاخره از گرسنگی بمیرد!

نتیجه گیری: خیلی وقت‌ها تصمیم گیری بین دو یا چند گزینه در نتیجه عمل تاثیر چندانی نمی‌گذارد، پس تا فرصت نگذشته بهتره سریعتر تصمیم‌گیری کنیم.

 

قانون سوم:

هرگاه در مسیری دو خر از روبرو (شاخ به شاخ) به یکدیگر برسند، و مسیر به قدری تنگ باشد که این دو باید کمی از وسط جاده کنار رفته، به دیگری راه بدهند تا بتوانند رد شوند، هیچکدام از خرها از جای خود تکان نمی‌خورند.

نتیجه گیری: خیلی وقت‌ها برای رسیدن به نتیجه مطلوب بایستی به طرف مقابل امتیاز بدهید، به بازی "بُرد ـ بُرد" بیاندیشیم، سیاستمدار باشیم، دور از جون و بلا نسبت شما، خر نباشیم!  

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 18 آذر1388ساعت 18:54 توسط ..:: یه خری ::..

 

۱۶ آذر...

روز دانشجو!

روزی که برای دانشجوست

روزی که به دانشجو احترام می گذارند!

روزی که برای دانشجو ارزش قائل می شوند!

روزی که دانشجو می تواند هرچه می خواهد بگوید!

حتی حرفهای دلش را...!

روزی که به حرفهای دانشجو گوش می دهند!

پس چرا کسی به حرف ما گوش نداد؟!

چرا نگذاشتند هرچه می خواهیم بگوییم؟

چرا برایمان ارزش قائل نشدند؟

چرا به ما احترام نگذاشتند؟

چرا امروز مال ما نبود؟!

همه جا همین طور است؟

احترام یعنی "ب..."و "گ..."و "ا..."؟!!!!

روز دانشجو بر سرکاران امروز و بیکاران فردا مبارک باد

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 16 آذر1388ساعت 22:18 توسط ..:: یه خری ::..

 

من اعتقاد ندارم

به عطر خوش رازقی

به دقایق و لحظه های عاشقی

من اعتقاد ندارم

به سایه ی بید مجنون

به دوست داشتن بی حد و قانون

من اعتقاد ندارم

به آنکه می گوید

دل به دل راه دارد

من اعتقاد ندارم

به درستی عشق در نگاه اول

به حلالی گناه اول

من اعتقاد ندارم

به پاکی و راستی حرفهای عاشقانه

به سوختن در شمع و ساختن پروانه

من اعتقاد ندارم

به آنکه می گوید

دل به دل راه دارد

من اعتقاد ندارم

به یکدستی آسمان آبی

به پرواز آزادانه ی مرغابی

من اعتقاد ندارم

به تنهایی و پاکی گلهای نیلوفر

به غصه و غم دیدار آخر

من اعتقاد ندارم

به آنکه می گوید

دل به دل راه دارد

آری...

من به هیچ چیز اعتقاد ندارم

هیچ!

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 10 آذر1388ساعت 22:4 توسط ..:: یه خری ::..

 

عشق من ناز نکن عمر ما پایون می گیره

یه روزی دست زمونه تو رو از من می گیره

وقتی تنها با تو بودن واسه من زندگیه

تو رو دیدن تو رو خواستن رو کی از من می گیره؟

عشق من قلب این عاشق با تو آروم می گیره

همه ناله های من از اون نگاهت دوریه

تو رو دیدم تو رو خواستم تو رو هرجا می بینم

بی تو و عشق تو من همیشه تنها می مونم

من همون عاشقتم تکرارت هرشب عادته

همه حرفام به خدا از عشق و از سخاوته

عشق من بی کسی و شب با تو پایون می گیره

همه رگهام از حرارت نگات خون می گیره

تو گمون کردی بری خاطره هاتم می میره

روزای رفته برام رنگ سیاهی می گیره

اگه صد بهار و پاییز واسه تو گریه کنم

نمی تونم که تو رو همیشه از یاد ببرم

من همون عاشقتم تا که چشام بارونیه

دل داغون من از قبل تو نگات زندونیه

عشق من بی کسی و شب با تو پایون می گیره

همه رگهام از حرارت نگات خون می گیره

همه رگهام از حرارت نگات خون می گیره...

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 1 آذر1388ساعت 17:25 توسط ..:: یه خری ::..

 

من به تنهایی ام افتخار می کنم...




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 25 آبان1388ساعت 18:2 توسط ..:: یه خری ::..

 

وقتی آدم دیوونه می شه

وقتی الکی اشک توی چشماش جمع می شه

وقتی از همه متنفر می شه

وقتی خاطره هاش ولش نمی کنن

وقتی حسرت می خوره

وقتی حاضره هرکاری کنه تا گذشته برگرده

وقتی می دونه همچین چیزی ممکن نیست

وقتی می بینه همه چی در حال تغییره

وقتی نمی تونه با خودش کنار بیاد

وقتی وقتی وقتی...

باید چیکار کنه؟!

همیشه دوست داشتم تو خونه تنها باشم و با خودم خلوت کنم

ولی الان تنهایی داره دیوونم می کنه

آهنگ چی شده رو هی گوش می کنم و ...بعدش همه جا رو تار می بینم

بعدشم صورتم خیس می شه

دیوونگی که شاخ و دم نداره

خودمم نمی دونم برای چی ناراحتم

نمی دونم چه احساسی دارم

دلتنگی...کینه...نفرت...حسرت…غرور...رهایی...

نمی دونم این چه صیغه ایه که آدما حتما باید به یکی وابسته بشن...

با اینکه می دونن آخرش غمه...حسرته...

خدایا...مواظب دل من باش...

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 4 آبان1388ساعت 22:59 توسط ..:: یه خری ::..

 

نمی خواستم مثه اشکاش یه روز از چشاش بیفتم

ندونستم زیر پاهاش سنگی بی قیمت و مفتم

آرزوم بود با وجودم مثل روحم آشنا شه

واسه فریاد غرورم بال پرواز صدا شه

چی شده اون همه احساس؟اینو هرگز نمی دونم

دیگه بسمه شکستن،نمی خوام عاشق بمونم

گم شدم تو شب چشماش بلکه عاشقم بدونه

واسه سرسپردگیهاش دیگه لایقم بدونه

اما امروز یه غریبه ست که فقط به من می خنده

دل و دیوونه می دونه،درو دیوونه می بنده

چی شده اون همه احساس؟اینو هرگز نمی دونم

دیگه بسمه شکستن،نمی خوام عاشق بمونم...

 

این شعر رو یاداوری می کنم به کسی که فکر می کردم عاشقشم،

کلی شعر براش گفتم و کلی به خاطر اون آپ کردم!

ولی دیگه بسمه شکستن...

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 22 مهر1388ساعت 18:2 توسط ..:: یه خری ::..

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس